برای بوسه ی اول حرفی از رستگاری نشد
برای بوسه ی آخر ولی نگران همه ی آتش های دنیا بود .
من رستگاری به بوسه ی آخر نمی خواهم ...
وقف چشم های دروغ گویش میکنم همه ی این ۳۲ حرف الفبا را
و لال میشوم به همین کلام آخر .
+ به واقع هیچ چیزی مثل خیانت نمیتواند هر ۳ نفر یک خیانت یا بیشتر را روانی کند .
+ دنیا یعنی اینقدر بی پایه و اساس هست که میشه با یه " که چی ؟" کُلشو برد زیر سوال ؟
+ من گفتم بریم شمال اینا پاشدن رفتن کیش . قطب نماشون اشتباه کار کرد وگرنه ...!
+ کنعان رو دیدم برای بار هزارم ... سوپر استار هم دیدم ...( با پایان بازش مشکلی ندارم اما آخراش رو خراب کردند خدایی ! وگرنه ... ) we can't live here any more رو دیدم ...
من این دو روز چه قدر گریه کردم !
+ ماه عسل ...
جای خالی تو را امشب پر میکنم
برای فردا اما " ولیعهد"ی سراغ ندارم ...
بیا فعلا" به مصدر و ماضی بعید ها ی عَیونی " داشتن" بپردازیم
و به من بگو چه طور درز بین پلک ِ بالا و پایین رو بگیرم
تا بوی نداشته هایم بلند نشود .
+
مامان : (....) به توان N
من : هه هه هه
دکتر : خانوم اجازه بدید ...
مامان : نه ... آخه ... "این" ...
من : هه هه هه
مامان : آخه ببینید" این" چی میگه !
دکتر : یه ذره دیر شده واسه این که ببینیم " این " چی میگه
من : اسم منو گذاشتن نیلوفر تا این جور مواقع بهم " این " نگن !
+
باشه برو حرفی نیست / من از همه دلگیرم / حالا که دلت رفته / دستاتو نمیگیرم
+
جعبه ابزار درز گیر داره گاهی توش ...تا چیزی جایی درز نکند ...
+
فقط عاشق ها ... فقط دیوانه ها ... فقط آن ها که خیلی خیلی متفاوت اند ...