متهم ردیف اول تا آخر تو بمان
من به مرگ خود معترض نیستم
فقط غریبه ها را باخودت به زندان نبر .
این منتهای وصیت بعد از عاشقی تو ...
+
با دست کی منو کشتی که پای هر دومون گیره ...!؟
+
تراژدی درد ناکیست این که سحر ها تلویزیون ،تنهایی هی از خدا چیز های خوب بخواهد و هی بگوید اللهم انی اسئلک و ما هم مثل گاو فقط غذایمان را کوفت کنیم . بی سحری انگار کلاسش بیشتر است !
چه کسی هر شب جای من پیاده میرود روی چشم هایش
من به آغاز مشکوکم
به داشتن حتی جایی .
من به جای خالی بین انگشت هایم فکر میکنم
که" دوری" سخت جا دارد اینجا !
+
دفاع کنید ! اگر چیزی برای دفاع دارید .... !!!
برای بوسه ی اول حرفی از رستگاری نشد
برای بوسه ی آخر ولی نگران همه ی آتش های دنیا بود .
من رستگاری به بوسه ی آخر نمی خواهم ...
وقف چشم های دروغ گویش میکنم همه ی این ۳۲ حرف الفبا را
و لال میشوم به همین کلام آخر .
+ به واقع هیچ چیزی مثل خیانت نمیتواند هر ۳ نفر یک خیانت یا بیشتر را روانی کند .
+ دنیا یعنی اینقدر بی پایه و اساس هست که میشه با یه " که چی ؟" کُلشو برد زیر سوال ؟
+ من گفتم بریم شمال اینا پاشدن رفتن کیش . قطب نماشون اشتباه کار کرد وگرنه ...!
+ کنعان رو دیدم برای بار هزارم ... سوپر استار هم دیدم ...( با پایان بازش مشکلی ندارم اما آخراش رو خراب کردند خدایی ! وگرنه ... ) we can't live here any more رو دیدم ...
من این دو روز چه قدر گریه کردم !
+ ماه عسل ...
جای خالی تو را امشب پر میکنم
برای فردا اما " ولیعهد"ی سراغ ندارم ...
بیا فعلا" به مصدر و ماضی بعید ها ی عَیونی " داشتن" بپردازیم
و به من بگو چه طور درز بین پلک ِ بالا و پایین رو بگیرم
تا بوی نداشته هایم بلند نشود .
+
مامان : (....) به توان N
من : هه هه هه
دکتر : خانوم اجازه بدید ...
مامان : نه ... آخه ... "این" ...
من : هه هه هه
مامان : آخه ببینید" این" چی میگه !
دکتر : یه ذره دیر شده واسه این که ببینیم " این " چی میگه
من : اسم منو گذاشتن نیلوفر تا این جور مواقع بهم " این " نگن !
+
باشه برو حرفی نیست / من از همه دلگیرم / حالا که دلت رفته / دستاتو نمیگیرم
+
جعبه ابزار درز گیر داره گاهی توش ...تا چیزی جایی درز نکند ...
+
فقط عاشق ها ... فقط دیوانه ها ... فقط آن ها که خیلی خیلی متفاوت اند ...
من شرک نمیورزم
به اون کفش ها
که به راحتی ِ آوردَنِت ، بُردنِت ،
من فقط کمی به دست هات مشرک شدم
که چطوری تونستن جلو پات اونارو جفت کنن
قده این دیوار ها چند وجب بود ؟
+
Virginia Woolf / Still, the sun was hot. Still, one got over things. Still, life had a way of adding day to day
+ حکم دل نکن ! وگرنه کُت میشم !
+جعبه ی ابزار کاربرد های زیادی داره ! نه ؟
+ فرض کنید تو خیابون دارید راه میرید یکی بیاد بغلتون کنه ! با کیف میزنینش یا کفش ؟
+فرض کنید تو شهر کتاب میبینید رضا کیانیان بغل دستتونه ! باهاش کیک با چایی میخورید یا دونات با قهوه ؟
+ ۵ تا دفتر نت ام افتاد تو جوی آب ! الان نمیدونم چه حرکتی در این راستا بکنم !
+
آن مرد داس داشت .با داس دل من را شخم زد . بعد هم رفت .
مهتاب میگوید خودش توی کتاب فارسی خوانده که آن مرد ِ داس دار، یک شب در باران میآید .
امضا / مترسکی که هیچ کلاغی آدم حسابش نکرد /
+
جامعه ی ما مترسک ها خیلی وقت است که دچار معضل بیکاری شده است
از بس که کلاغ ها ، عقاب شده اند !
+
یه شبه مهتاب ماه میاد تو خواب
منو میبره ، کوچه به کوچه ، باغ انگوری ، باغ آلوچه ،
دره به دره ، صحرا به صحرا ، اون جا که شبا، پشت بیشه ها ،
یه پری میاد ، ترسون و لرزون ، پاشو میذاره ، تو آب چشمه ، شونه میکنه موی پریشون ...
+ شکسپیر :
the hell is empty because all the devils is here
دخیل به قاب عکست میبندم
وبا خاک ردّ پات تیمم میکنم
ولیکن
بعد از پیراهن تو
سجده جایز نیست .
+ هیچ کفنی اندازه ی رویای من نمیشه
+ تکثیر میشوی چه زود .
+ پرت افتاده ایم .
+ ۳ سال پیش ۲۰ مرداد هلیکوپتر ناقابلی سقوط کرد پدربزرگ قابلی داخلش بود که دیگه بیرون نیومد .
+ ...
شبانگاهان سوسک اومد خونــــــه مون
رفت تو وان ِ حمــــــــــــوم
من نتــــــــــــــرسیدم !
+ این شعرو قرار شده سر دره دانشگاه تهران بنویسن !!
+ : دی !
+ آدم بعضی اوقات خودشم نمیدونه واقعی خوش حاله یا غیر واقعی خوشحاله !
+ جلسه ی نقد این شعر برپا خواهد شد !!
+ حال ما خوب است اما تو باور نکن .
+ اسم ما از اول تو بدها بود .ما سمت چپه تخته بودیم اونا سمته راست . بینمون هم مبصر کلاس .
+ خوبین ؟
کبوتر نمیشود
این خیال زخمی .
نمیایی
تا فرهنگ لغت من
از اول تا آخر
بی معنا شود .
نبرد سخت و نفس گیریست
نبرد همه ی " من " با دست هایی که نیست .
+
من هیچ پلی از این شکست به پیروزی نمیبینم !
+
کاش میشد از ۱۹ مرداد یه راس پرید اول شهریور !
جونم داره بالا میاد !
+
کارگاهمونو راه انداختیم
من و نیما و شیما !
+
داریم میریم خیابان ایران زمین / شهرک غرب ! من خیلی ناراحت نیستم چون خانه مون کوچه پشتی شهر کتابه ! اگه تا امروز یه روز درمیون سراغمو از اون شهرکتاب که یه جورایی پاتوقم بود میگرفتین از این به بعد هر موقع کاری باهام داشتین باید بیاین اونجا چون من اصلا جنبه همسایگی با شهرکتاب رو ندارم !
+
دانیال پی اس پی خریده ! سوزوندمش از بس بازی کردم !
عجوزه ی خفته ای
بین مردن و ماندن گیر کرده .
تابوت در برش دارد
و همه به انتظار ِ کسی که گفته اند
اسب سفید ندارد
اما موهای سیاهی دارد ، زیر تابوتش را گرفته اند
و ناباورانه به تماشای "نیامدنش" مشغولند .
این عجوزه میخوابد
تا کسی که اسب سفید ندارد
اما موهای سیاه دارد
بیاید و خودش را به او تزریق کند
عجوزه ی خفته ...
+ عید ! هه ! مبارک !
+ بی رمق و خسته و کوفته و درمونده فقط منتظرم مرداد تموم شه .
+ اگه تو صورتشون عطسه نکنی ، تو صورتت عطسه میکنن !
+ آیا گریزی هست ؟
سهم من از همه ی رگ های منتهی به " تو "
ازدحام غریبه ها بود
و از جغرافیای تو و اندامت
شب هایی که پوزه ی روز را به خاک می مالند
قسمت ام شد .
از کجای گذشته های دور منی
که این گونه بر مدار سواری ؟!
+
دستانش هیچ اشکی را پاک نکرد
و نه حتی اشک سگ ولگرد .
بوی کالباس خشک میداد .
+
جا مانده است
چیزی جایی
که هیچ گاه دیگر
هیچ چیز
جایش را پر نخواهد کرد
نه مو های سیاه و
نه دندان های سفید / حسین پناهی /
+
اوضاع ِ باحالی ست !
+ پازل هزار تیکه ام تموم شد ، دیروز قابش کردم ، ولی نمیدونم رو کدوم دیوار اتاقم بزنمش ):
+میخوام نقل مکان کنم بلاگر ( یعنی میخوام علنیش کنم نقل مکان شد !) ولی متاسفانه بلاگر یاری نمیکنه !
پیتزا سق میزد و گفته های رادیو را هم به یه ورش میگرفت .
به یک تیکه نون فکر میکرد و به رنگ و زنگ ِ واژه ی" جایی دیگر"
و تلاش مضبوحانه و همدردی کاذب برای فتح دوس داشتن .
با خود" طناب ِدار "ی که امشب بر سر نون های نامردی میرود مرور میکرد
و پیتزای سق زده اش را انداخت جلوی سگی که مثل او تا بوق سگ
بین صداهایی که کف خیابان مانده ، دنبال مسافر بود .
+
راسته ی خیابان را که میگیرم فقط به ابطحی فکر میکنم . فقط به ابطحی .
به عبا و عمامه ای که نبود و به زخم هایی که کسی ندید و به لباس آبی تنش ... دمپایی پاش.
من حرف هایش را نخواستم بشنوم ابطحی تا ابد ابطح است .
و مرد اعظم خیال من ... که نامردی را نمیشناخت .
بعید نیست چند روز دیگر کسی که زیر عبای شکلاتیش همه احساس امنیت میکنند
را با لباس های آبی ببینیم و بعید نیست باز کسی مثل میر حسین که دست هایش
انگار کپی دست های بابابزرگ من است چند روز دیگر با همان دست های طلایی
آستین لباس آبی اش را صاف و صوف کند ولی" ایمان" این حرف ها را بر نمیدارد ....
+ سیاه پوش مردادم ... مرداد کثیف .
+ امام زمان مادربزرگ همه ی مشکل هارا به شما حواله میکند ... بلکه حل شود .
دستان من با بریل خو گرفته اند 
و به لمس تک واژه های " تو" عادت دارند
ولی قسم به همسایه ی افلیج مان و دختر پتیاره اش
برای لمس هر " کلیدی " این ها لکنت میگیرند
از بس که این " تکّه گوشتِ گوساله ی درونم"
این اسارت را دوست دارد ...!
دست هایم زنگ زده اند ...
+
هَل مِن مَحیص ؟ /۳۶ سوره ی ق /
آیا گریزی هست ؟
+
پیشنهاد سر آشپز : twilight ! ...twilight "adds a dangerous twist to the classic story of star -crossed lovers " + (: یا ): !؟ مسئله این است !
+
سر همه ی انگشتانت 
بر همه ی تک ثانیه هایم میلغزند
و قاتل همه ی چراغ ها میشوند .
سر همه ی انگشتانت در لجن فرو میروند
و من برای بوسیدنشان حبس ابد می بُرم
...
تکبیر میگویم...
+
خدا خواب نیست .
؟!
+
موسی ! عصایت را بنداز
معجزه نمیخواهد که !
در این عصر جدید که دستان من آینده ندارند ...
کافی ست خط های ته فنجان قهوه ات را بشماری ...!
+
دستانم ...

+
شما ها و ماها و همه !
+
شیشه ی ساعتم
عینکم
آیینه اتاقم شکسته شد
مادر بزرگ میگوید شکستنی برای شکستن است !
+
وقتی قهرمان فیلم گم و گور میشود
و همه ی نامه ها برگشت میخورد
و اِشغال است همه ی راه
کسی نیست بگوید کات
کسی نیست مرا ببرد به پشت صحنه ...
آنجا که آرزو ها شکل میگیرد ....
+
آنکه میخندد
هنوز خبر فاجعه را دریافت نکرده است
"برتولت برشت"
+
همون بهتر که دوتا خط موازی باشیم ! تو تقاطع فقط تصادف است و تصادف ...
+
بچه های تهران ! تئاتر " سگ سکوت " و " اهل قبور " از دستتون میره اگه نبینین !
مهاجر که میشوی
تازه جای چشم هایت
روی پاشنه ی کفشم و روی همه ی سرآستین ها یم
درد میگیرد .
شازده !
بوی" ماندگی " وقتی همه ی هیکلت را بزند و هوایت هی" ابر پاره "خط خطی کند
من هم سطل ماست را از مادر قرض میگیرم
تا ماست مالی کنم
هم تو را هم ابرها را .
... و این گونه قصه ختم به خیر میشود !
vIp{+ آتش را میتوان ماست مالی کرد ، شازده ؟ }
+
وقتی حرف میزدی ، یکی نه به چیزایی که میگفتی که به صدات ، به محض صدات گوش میداد. یکی محو شده بود تو صدات . یکی دل تنگه . توی یکی از همین خونه ها ، همین نزدیکی ها ، دل یکی آتیش گرفته . کسی یه چیکه آب بریزه رو دلش شاید خنک شه . / مستور/
+

+ آقا فینگیلی ! سفر یعنی چی ؟/ سفر یعنی گشت و گذر / در سرزمین های دگر/ کجا میری جیک و جیک و جیک /اونم با این بال های کوچیک / پر پر زنان میرم سفر/ به سرزمین های دگر / سیسیل گاگنون ترجمه ی منوچهر احترامی /
+ مرداد ب ِ من ی ِ چیظایی رو بدحکارح ... حمه ی اطفاغ های مههمم- بد - ظندگی َم مرداد ماهی َن . به نیم اش که نضدیکدیکدیکدیک میشیم من داغ میکن َم .
بعدا" نوشتم :
چرا سطل ماست را میدهید دست خدا !؟ ختم به خیر شما کاره خدا نیست ! من میدانم ! تو نمیدانی !
کسی میداند باد از کجا میآید ؟ از لای دفتره خاطرات من که خیلی وقت است خاک میخورد یا از دور ها ، جایی که عیسی را به صلیب کشیدند. کسی میداند چرا هیچ چیز سر جای خود نیست ؟ چون جهان سر جای خود نیست شاید .کسی میداند چه کسی وقتی نیستیم به سراغمان میآید ؟ عشق.کسی میداند چه کسی یاد مرگ نمیکند هر روز ؟ حتما" پسر همسایه که عاشق است. کسی میداند چرا عاشق است ؟ حتما" چون بیکار است .کسی میداند این همه آزمایش برای چیست ؟ چون او ، خدا است . کسی میداند این بوی لجن ِ چیست ؟ همه . کسی میداند چه کسی میخندد؟ دشمن. کسی میداند چه کسی خسته است ؟ دوست .
V.I.P :
{ +همه چیز مبهم است حتی حضور تو !
+ کسی میداند چرا هیچ کس، هیچ کس نیست ؟ چون "هیچکس "یک خواننده ی رپ است ! }
* " نیما دهقانی "صدای قشنگی داره ، دقت کرده بودین ؟
* وقتی که خاک وطن را از "چین" وارد میکنیم ...!
* میدونم دیگه الان تب اش سرد شده ولی ۲ هفته است دارم به این فکر میکنم که شاید " الی" نمرده !!!؟
*در مرز نگاه من / از هر سو / دیوارها / بلند/ دیوارها/ چون نومیدی/ بلندست./ شاملو/
مستند جالبی امشب بی بی سی نشون داد در موردش .
*گفت میشه از تو نگاهت همه چیرو خوند ! گفتم مثلا چی ؟ گفت خنده ،گریه، جیغ، سکوت . میخواستم بگم نمیشه یه چیزای دیگه ای هم بخونی ؟ نشد . رفت . نموند.
* دیروز دانیال داشت گریه میکرد ! چون تیم شاهین باخت و سوباسا ناراحت شد ! یادش به خیر منم یه زمانی فوتبالیست ها نگاه میکردم ولی همیشه طرفداره اون پسر بدجنسه" کاکرو" بودم ! !
* یه ستاره پایین ستاره من هست ، فاصه شون وقتی رو تختم میخوابم و بیرون رو نگاه میکنم حدودا" دوبند انگشته . موقعیتش خوبه ! اصلا" یادمه خوده شازده کوچلو یه زمانی این جا بود! واسه تعطیلات تابستان مییومد ! خلاصه بگم جاش خوبه از همه نظر و اصلا" درخت بائوباب نداره و میتونین سه برابره شازده کوچلو غروب خورشید رو تماشا کنین ! اگه زودتر نخرینش مطمئنم صاحابش باز اجاره اش میده .... از ما گفتن بود !