تبليغاتX
دلواپسی دخترانه
سلام امروز اخرین روز سال 86 است و فردا می ریم سراغ سال 87 خدایا ا گه قراره سال 87 هم مثل امسال باشه خدایا نیاد بهتره خدایا من فقط یه ارزو دارم ب اید براوردش کنی خدایا کمکم کن خیلی سخته ارزوی من برای شما بی آرزویی!!!
+ تاريخ ساعت نويسنده نیلوفر |

وقتی میدونم که میدونی چه قدر  دوست دارم و این قدر بی تفاوتی حرصم میگیره

با خودم  میگم مگه میشه خدا یه ادم اینقدر بی احساس  خلق کنه

چرا منو  با خنده هات اذیت میکنی ؟

من چه گناهی دارم ؟

این گناه منه که با نگات منو اتیش میزنی؟

یا گناه تو ؟؟

با بودنت فقط منو اذیت میکنی  همین

کاش میشد  که سرت جیغ بزنم  بگم بدبختم کردی

فکر میکنی خیلی هنره که فکر شب و روز منی!؟

من فقط از دهنم پرید و بهش گفتم دیووونهوار دوستت دارم  که کاش نبودی و نداشتم

+ تاريخ ساعت نويسنده نیلوفر |

حامد: چيه برادر؟! جشن تولده. ممنوعه؟ زن بي‌حجاب نداريم. زن با حجابم نداريم. مرد بي‌غيرت نداريم. مرد با غيرتم نداريم. نوار مبتذل نداريم. ماهواره نداريم. صور قبيحه نداريم. حشيش، گرس، ترياك، ذغال خوب و رفيق ناباب نداريم. رقص، آواز، خوشي، خنده، بشكن و بالابنداز نداريم. شرمنده‌تونم هيچ چيز ممنوعه كلاً نداريم.. نداريم.  مهمونيه ولي مهمون هم نداريم... جشن تولد يه بچه‌س ولي بچه هم نداريم.

[ شب يلدا - كيومرث پوراحمد ]
+ تاريخ ساعت نويسنده نیلوفر |

معلم فیزیک  خیلی سعی کرد مفهوم  جاذبه رو  حالیم  کنه نشد!

شاید تو اگه توضیح بدی چه جوری ادما جذبت میشن من بفهمم!

+ تاريخ ساعت نويسنده نیلوفر |

تو این  چند دقیقهای که به بیرون نگاه میکردم چراغ های زیادی روشن و خاموش شد

این یعنی زندگی تو خونهشون جریان داره  !

اما تو خونهی ما حتی اگر چراغی هم روشن شه  یعنی یه زندگی راکده!

ترجیح میدم درباره اش صحبت نکنم  این تنها راهشه !!!

+ تاريخ ساعت نويسنده نیلوفر

+ تاريخ ساعت نويسنده نیلوفر |

ااوقاتم مدت‌ها تلخ بود حالا زهرماری شده است. سنتوری با آن کنایه‌های پر از زهرش مجبورم کرد لحظه لحظه‌های زوال امیدها و آرزوهایم را که در یک دوره چند ساله اتفاق افتاد، در یک ساعت و چهل و چهار دقیقه تماشا کنم. ساختمان ویرانه‌ای که تک و توک چراغ‌هایش روشن است، آدم‌هایی که درگیر خودشان‌اند، آدم‌هایی که از یک جسد هم نمی‌گذرند، آدم‌ایی که وقت خراب کردن غیورند و وقت ساختن گم و گور، تنهایی در جنگل آدم‌ها، خانه‌ای که می‌کوبند و خرابش می‌کنند تا یک روز بسازند و نمی‌دانم این روز لعنتی کی در زمان حکومت کی قرار است برسد؟ در این مورد خیلی می‌شود نوشت ولی ترجیح دادم یک فیلم کمدی ببینم و تلخی سنتوری را فراموش کنم.

+ تاريخ ساعت نويسنده نیلوفر |

بيست قرن پيش از ميلاد مسيح , ايرانيان باستان به پاسداشت زمين و باروري , بهمن ماه را سپندارمز نام نهادند تا در اين روز زنان به واسطه سه وجه مادري , همسري و عشق مورد ستايش قرار گيرند , در اين روز زنان و مادران لباسهاي نو بر تن ميكرده و هدايايي از همسران و فرزندان مي گرفتند . سپندارمزد لقب ملي زمين يعني گستراننده , مقدس و فروتني است . زمين نشانه عشق است كه با فروتني و تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد .
به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندارمزگان به عنوان نماد عشق شناخته شد و اين روز به نام روز عشق و مهرورزي نام گذاري گرديده است .
+ تاريخ ساعت نويسنده نیلوفر